خرید بک لینک
دیروز بعد از کلی وقت که پدر و پسر با هم نرفته بودند سر یه پروژه بالاخره یه فرصت پیش اومد که با هم یه پروژه ی پدر پسرانه انجام بدن... D: شرح ماوقع: یک سیستم شامل یک موتور الکتریکی ، پولی ،تسمه V-belt و مصرف کننده با بار غیر متغییر و غیر ضربه زننده را تصور کنید. خوب اگه برید سر این سیستم و ببینید داره به شکل غیر عادی میلرزه و سر و صدا می کنه به چی فکر می کنید؟ همون اول به خیال خودم شاخ غول را شکستم و خیلی کوبنده گفتم یاتاغان محرک یا متحرک خرابه که از روی فرکانس ارتعاش می شه فهمید کدوم هست. خوب اما کدوم فرکانس ؟ اینجا بود که غول ماجرا چهره ی خودش را نشون داد. شکل ا

برچسب: نویسنده: باران صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 4:54

امروز سر کار مجبور شدیم یه الکتروموتور مربوط به اسکرو سیمان بچینگ را باز کنیم تا تعمیراتی روش انجام بشه .( اوفففف چند تا کلمه نا آشنا تو یه جمله) خلاصه چیزی که دیدم بس عجیب بود . و این که مادر طبیعت برای حفظ حیات به چه کار هایی که دست نمیزنه . بقیه را در قاب تصویر ببینید. بله این گنجشک ها رفتن روی خود شفت موتور لانه ساختن . تا اینجا چیز عجیبی نیست . حتما با خودتون فکر می کنید که لابد این موتوره مدت طولانی بوده که خراب بوده و کار نمی کرده . ولی نکته جالبش اینجاست که نه خیر این موتور تا همون چند ساعت قبل داشته با سرعت و قدرت تمام کار میکرده و این خانوم و آقای

برچسب: نویسنده: باران صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 4:53

بچه ها به جوشکاری خیلی علاقه دارند، هر چه هم می گویی: پسر جان! نگاه نکن اذیت می شوی. می گوید: دلم می خواهد! خوشم می آید! اما شب که شد ناخوشی ها شروع می شود و چشم درد امانش را می برد و تازه می فهمد که بعضی خوشی ها پایان خوشی ندارند و همین جاست که به خود می آید و با خود می گوید: ای کاش حرف بزرگترها را آویزه گوش می کردم. حال، بزرگتری مثل امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) به ما همین را می گوید: « کَم مِن نَظرَةٍ جَلَبَتْ حَسرَةً ؛ چه بسا نگاهی که حسرت و ندامت در پی دارد. (برگرفته از کتاب: مثل شاخه های گیلاس)

برچسب: نویسنده: باران صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 4:53

چند سال پیش موقعی که داشتم به فلسفه نک می زدم و پیش اساتید نامی این رشته دانش آموزی می کردم ، کلی شاکی بودم که چرا خداوند عز و جل در قضیه ی خلقت با ما قهری برخورد کرده و به ما اختیار نصفه و نیمه داده .

الان که مجبورم شدم چندین بار تو زندگی دست به انتخاب های سرنوشت ساز بزنم ، توی دلم میگم "ای کاش همین اختیارات نصفه و نیمه هم نداشتیم".

برچسب: حق انتخاب پوشش,حق انتخاب,حق انتخاب محل سکونت,حق انتخاب مسکن زوجه,حق انتخاب اسم فرزند,حق انتخاب مسکن,حق انتخاب نام فرزند,حق انتخاب چیست,حق انتخاب همسر,حق انتخاب محل زندگی, نویسنده: باران صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 4:53

فضای اینجا از نظر فرهنگی با دانشگاه قبلیم بسیار بسیار متفاوته یادمه چند شب پیش یه نفر سوال کرد آیا جو پلیسی هست یا نه ؟با وجود این که نظارت همه جانبه ی مسئولین بر فضا بر همه ی دانشجو ها مسلم هست.و دانشجو ها دایما به هم درباره ی استفاده شون از نت دانشگاه اخطار های لازم را میدن ._این که با ایمیل دانشکده به خارجی ها حتی اساتید اونوری مکاتبه نداشته باشید یا حواستون باشه که نت به طور کل تحت نظره و ...- اما گویا برخورد فیزیکی به معنایی که ما در دانشگاه قبلی با اون رو به رو بودیم اینجا دیده نمیشه .پسر ها و دختر ها راحت اند .با هم حرف می زنن با هم میرن توی محوطه دانشگ

برچسب: نویسنده: باران صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 4:53

تعطیلی روز سه شنبه مجالی داد تا با بچه ها بریم بیرون بیرون که میگم تصور نکنید که قراره بریم پای سی و سه پل و پل خاجو قراره از مسیر کتابخونه-دانشکده-سلف-خوابگاه، یه چند متری بریم اونطرف تر پیشنهاد بچه ها کلوپ پسرا توی دانشگاه س!کنار اداره ی نقلیه دانشگاه یه ساختمان که خیلی توی چشم نمیاد ولی به اندازه ی کافی بزرگ هست. روی سردرش نوشته "سالن ورزشی تفریحی امید"!یه در معمولی و مستقیما وارد لابی کلوپ میشیم .خود بچه ها هیچ اسمی روش نگذاشتن بهش میگن "نقلیه".اما داخلش با بیرونش خیلی فرق داره محیط گرم و دنجی داره یه چندین ردیف مبل چرمی که میشه نشست و دور هم بود ، چند

برچسب: آب سنگین اراک,آب سنگین اراک چیست,اب سنگين اراک,اب سنگین اراک یعنی چی,آب سنگين اراك,آب سنگين اراك چيست,نیروگاه آب سنگین اراک,راکتور آب سنگین اراک چیست,مجتمع آب سنگین اراک,کارخانه اب سنگین اراک, نویسنده: باران صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 4:52

مطمئن نیستم اما دیده ها تا به اینجا حکایت از این دارند که توی دانشگاه صنعتی اصفهان رسم بر این هست که هر شب از محرم را یه گروه از دانشجو ها برگزار کنند .قبل از محرم جمع میشن و جلسه می گیرند. پول جمع می کنند و بعد هم یه شب خاص از محرم ، مراسم عزاداری با اون هاست .امشب شب چهارم از محرم بود، مراسم هم با هیات جنوبی ها بود .دیشب هم که شب سوم بود با شمالی ها بود.احتمالا فرداشب را بچه های لر برگزار کنند و شب نهم هم با بچه های یزد باشه .فعلا تا انتهای محرم به جای تحقیق در چند و چون عزاداری دانشگاه ، سعی می کنم بیشتر سینه زن باشم . کانال تلگرام ما https://telegram.me/bdvtt شب چهارم

برچسب: شب چهارم محرم,شب چهارم محرم 94 محمود کریمی,شب چهارم محرم 94 سیب سرخی,شب چهارم محرم 92 جواد مقدم,شب چهارم محرم 94 جواد مقدم,شب چهارم محرم 94 علیمی,شب چهارم محرم ۹۴ بنی فاطمه,شب چهارم محرم 94 بنی فاطمه,شب چهارم محرم میثم مطیعی,شب چهارم محرم 94 میرداماد, نویسنده: باران صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 4:52

قبل از جنگ یکسری از روشنفکرنماها به هیئتیها میگفتند که فریادهای خود را بر سر ظالمین بکشید و یا اینکه مشتهایی که به سینه خود میکوبید را به سینهی دشمنان بزنید. جالب آنکه وقتی جنگ شد، هیچکدام از اینها که این حرفها را میزدند در جنگ حضور نیافتند، در عوض، در رأس کسانی که به جبهه رفتند و مبارزه کردند همین سینهزنها بودند. همین گریهکنهای امام حسین بودند که مقابل دشمن سینهی خود را سپر کردند. http://farsi.khamenei.ir

برچسب: نویسنده: باران صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 4:52

ملا نصرالدین کمونیست شده بود . از او پرسیدند : ملا میدونى کمونیسم یعنى چه ؟ گفت : میدانم گفتند : میدانى اگر دو تا اتومبیل داشته باشى و یکى دیگر اتومبیل نداشته باشد ناچار خواهى بود یکى از آن دو را بدهى !؟ گفت : بله کاملاً حاضرم همین حالا این کار رابکنم گفتند : میدانى اگر دو تا الاغ داشته باشى باید یکى را بدهى به کسى که الاغ ندارد ! گفت : نه! با این مخالفم ! این کار را نمى توانم انجام دهم . گفتند : چرا این که همان منطق است و همان نتیجه ؟ گفت : نه این همان نیست چون من الان دو تا الاغ دارم ولى دو تا اتومبیل که ندارم ! . بسیارى از مردم تا زمانى به شعارهاى زیبایشان پایبن

برچسب: نویسنده: باران صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 4:52

صفحه بندی